نقاشی ذهن
نقش او بر دل نگه دار عاشق نقاش باش . ...
سلام عزیزانم ازتون دعوت کردم تادراین پست نظروالبته بهتره بگم پیشنهادتون روبنگارید. میخوام ازدوستی حرف بزنم که ازخیلی وقت پیش میشناسمش که اخلاق خاصی داره زودرنج-حساس-اشکش درمشکش والبته گاهی اوقات هم خشن میشه به قول خودش اگه ازحرفی ناراحت بشه زیربارحرف زورنمیره وحتمابایدجواب طرف روبده والبته وقتی هم میده پشیمون میشه.اون خیلی زودناراحت میشه ووقتی هم که ناراحت میشه گریه اش میادوخودش میگه ازاینکه زوداشکش میادناراحته. میگه دیگه نه این دنیا رودارم ونه اون دنیام رو وخداخواسته که سرنوشت واخلاق من اینطوری باشه وهرتلاشی هم بی فایده است دلم میخوادبه جای ادم یه پرنده بودم حتی قرص اعصاب هم میخوره ولی اخلاقش هنوزهم همینطوره من کاملا به اخلاقش اشنایی دارم ودلداری های منم دیگه فایده نداره من هم فکرمیکنم به جای دلداری بایدبهش یه راهکار بدم پس اگه شماهم این مشکل روداریدیابراشپیشنهاددارید حتمانظربدید سلام سلام به همه ی دوستان عزیزم شایداین چندوقت تنبلی کردم وپست جدیدنذاشتم من دلیل این همه تنبلی روتابستان میدونم فصل تابستان من روتنبل کرد واحساس میکنم هیچ کدوم ازکارهای ناتمومی که میخواستم روانجام ندادم ولی دیگه بوی مهرداره میاد وکم کم همه دنبال کاروتلاش روزمره شون میرند ازجمله خودمن که دوباره بایددانشگاه برم نمیدونم ولی قطعابرای یه بچه دبستانی مدرسه ومهریه حال وهوای دیگه ای داره تامن ومن دلم میخواددوباره مثل تابستون تالنگ ظهربخوابم خوب مهربرای شماچطوریاست؟ عیدفطر مبارک
مبارک مبارک مبارک مبارک یوسف در قرآن در قرآن داستان یوسف بهترین داستانها (احسن القصص) دانسته شدهاست. قرآن در آیه ۷ سوره یوسف، قبل از شروع داستان یوسف، میفرماید:«به راستی که در سرگذشت یوسف و برادرانش برای پرسش کنندگان عبرتها است» و از این آیه به بعد داستان یوسف بیان میشود. یعنی اینکه در قرآن در داستان یوسف و برادرانش آیاتی الهی است که دلالت بر توحید خداوند میکند و این آیات دلالت میکند که خداوند ولی بندگان مخلص خود (مانند یوسف) است و عهده دار امور آنان است تا آنان را به آن کمالی که میخواهد برساند. و این آیات اشاره میکنند بر اینکه خداوند اسباب عالم را هر طوری که بخواهد میچیند و از به کار انداختن آن اسباب آن نتیجهای را که خودش میخواهد را میگیرد. در این آیات برادران یوسف به وی حسد ورزیده و به حسب ظاهر او را به سوی هلاکت سوق میدهند، ولی خداوند نتیجهای بر خلاف این ظاهر گرفت و یوسف را به وسیله همین اسباب زنده کرد و همان قصد سوء را وسیله ظهور و بروز کرامت و جمال ذات یوسف کرد و در هر راهی که او را بردند که بر حسب ظاهر منتهی به هلاکت یا مصیبت وی میشد، خداوند عینا به وسیله همان راه او را به سر انجامی خیر و فضیلتی شریف منتهی نمود. یوسف در تورات بر اساس سفر پیدایش در تورات، یوسف یازدهمین پسر یعقوب و نخستین پسر او از راحیل بود و در زمانی که یعقوب به لابان خدمت میکرد، زاده شد.او شرارتهای پسران بلهه و زلفه را به پدرش میگفت، که باعث نفرت برادرانش از او شد. محبوبیت یوسف در نزد یعقوب بیشتر از دیگر برادرانش بود، و به همین سبب یعقوب قبای رنگارنگی برای یوسف ساخت. برادران وی برای چوپانی گله رفتند و یعقوب نیز یوسف را به دنبال آنها فرستاد تا از سلامتی گله و برادرانش برای یعقوب خبر بیاورد. برادرانش با دیدن او توطئهای چیده و او را در چاه انداختند. پس یوسف را به بیست پاره نقره به کاروان اسماعیلیان فروختند و یوسف به بردگی مصریان گرفتار شد. فوطیفار وزیر فرعون او را خرید و خانه و ثروت خود را به او سپرد.زن فوطیفار از یوسف خواست تا با وی همبستر شود، اما یوسف از او فرار کرد. زن فوطیفار به دروغ به شوهر خود گفت که یوسف قصد همبستری با او را داشته و فوطیفار تصمیم به قتل یوسف گرفت. با میانجیگری زن فوطیفار، یوسف از مرگ رهایی یافت و به زندان افتاد. یوسف در خانه فوتیفار (در قرآن: عزیز مصر) پس از خرید یوسف در بازار بردهفروشان توسط فوتیفار، فوتیفار او را به کاخ خود برده و به همسرش زلیخا پیشکش میکند. یوسف در کاخ فوتیفار رشد کرده به سن بلوغ میرسد. پس از بلوغ زلیخا عاشق چهرهٔ زیبای یوسف شده و برای به دست آوردن وی نقشهها میریزد اما یوسف حاضر به نافرمانی از پروردگارش و خیانت به عزیز مصر نمیشود. سرانجام زلیخا پس از ناامید شدن از یوسف، او را متهم به خیانت به عزیز مصر کرده، وی را به زندان میاندازند. خواب فرعون (در قرآن: پادشاه) ۱۴ سال بعد، فرعون در رویا میبیند که هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را میخورند و هفت خوشه خشک هفت خوشه سبز را نابود میسازند. فرعون همه خوابگذارانش را برای تعبیر این خواب فرامیخواند اما جملگی از تعبیرش عاجز میمانند. سپس به یاد یوسف میافتند و تعبیر آن را از او میخواهند. یوسف بیان میکند که هفت سال ترسالی و سپس هفت سال خشکسالی در پیش است پس باید در هفت سال اول قسمتی از محصول ذخیره شود تا در زمان خشکسالی مردم در قحطی نمانند. بدین ترتیب او از زندان آزاد شده و با مرگ پوتیفار جانشین او میشود. ملاقات یوسف و برادرانش در زمان خشکسالی، کنعان نیز دچار خشکسالی میشود. برادران یوسف از سر ناچاری برای درخواست کمک به مصر نزد عزیز میروند. یوسف در همان نگاه نخست آنان را میشناسد اما از آنجا که در زمان جدا شدن از برادرانش وی کودکی بیش نبوده و چهرهاش تغییر کردهاست، برادران او را نمیشناسند. یوسف به آنها کمک کرده و از آنها میخواهد اگر باز هم نیاز داشتند بازگردند و در سفر بعد برادر دیگر خود را نیز همراه بیاورند. آنها موافقت کرده با خوشحالی راهی میشوند. گردهم آمدن یوسف و خانوادهاش در مصر در سفر بعدی جوانترین برادر (بنیامین) را هم همراه خود میآورند. یوسف پس از کمک به آنها با ترفندی بنیامین را نزد خود نگاه میدارد. یعقوب که از دوری بنیامین غمگین است نامهای برای عزیز مینویسد و برادران یوسف آن را نزد وی میبرند. در این هنگام یوسف خود را به آنها معرفی کرده و آنها را از رفتار ناشایستشان آگاه میسازد. برادران پشیمان شده و یوسف از آنها درمیگذرد. آنها به کنعان بازگشته و پدر را نزد یوسف برده و بدینسان خانواده دیگربار گرد هم میآیند. من به این نتیجه رسیدم که اکثرادمهاعشق روالبته عشقی که خودشون بهش اعتقاددارند رو تجربه کردند.ووقتی بااین دنیای مجازی اشناشدم دیدم که انقدرکلمه ی عشق عشق عشق تکرارشده که زیبایی خودش روازدست داده وحتی خودمم ازاین قاعده مستثنی نبودم وپستهایی باعنوان عاشقانه ودرموردعشقم گذاشتم.ولی دوستی بهم گفت عشقت رونبایدکسی بفهمه تاجاودانه بشه نه اینکه همه جاازداستان عشقت حرف بزنی وابروی عشقت روببری. عشق فرهاد.....مجنون.......به این خاطرجاودانه شدکه کسی دراون زمان ازعشق انها مطلع نشدوبامرگشون عشقشون روابرازکردند. من پشیمونم که اگررازعاشقانه ای روفاش کردم. عشق مقدس است دیگر ابرویش رانمی برم.اون زمان که کسی ازش خبری نداشت حس بهتری داشتم.......... بوبن (نویسنده فرانسوی )یه چیزی می گه تو مایه های اینکه هیچ دلیلی نداره که اونی که دوستش داری دوستت داشته باشه مهم اینه که اون آدم( بدون اینکه خودش خبر داشته )عشق را در درون تو شکوفا کرده. یه جورایی ازاینکه داره ماه رمضون میادخیلی خوشحالم ولی ازطرفی هم ازخدامیخوام که بهمون توانایی بده تو این گرمابتونیم روزه هامون روباصبربگیریم ماه رمضان همیشه برای من یه حال وهوای تازه ای میاره وقتی نزدیک افطارمیشه وادم میشینه سرسفره ودعامیکنه واقعاکیف میکنم به نظرم این خیلی مهم وباارزشه که مااب روببینیم ولی ننوشیم این اخر ادمیته .عندتفاوت انسان وحیوان بودن ! امیدوارم این ماه بهتون خوش بگذره برای منم دعاکنید










در زندان، یوسف خواب ساقی و نانوای فرعون را تعبیر کرد. ساقی فرعون پس از آزادی، به فرعون درباره قدرت تعبیر خواب یوسف گفت و فرعون فوطیفار را به دنبال یوسف فرستاد. یوسف خواب فرعون را به هفتسال خشکسالی مصر تعبیر کرد، و به فرعون پیشنهاد داد که در مصر هفتسال گندم ذخیره کنند. یوسف مورد توجه فرعون قرار گرفت و به مقام وزارت رسید.او با اسنات دختر فوتی فارع، کاهن اون ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نامهای منسی و افرایم شد. برادران یوسف برای گرفتن ذخیره گندم به مصر آمدند، و یوسف آنها را شناخت و آزمایش کرد. وقتی یعقوب نیز با پسرانش به مصر آمد، برادران از یوسف طلب بخشش کردند و او نیز آنان را بخشید. توجه به این نکته اهمیت دارد که یعقوب از میان همه ۱۲ سبط بنی اسرائیل تنها برای فرزندان یوسف و به خصوص افرایم برکت طلبید و در واقع افرایم را جانشین پدرانش ابراهیم و اسحق و اسرائیل (یعقوب) قرار داد.

و این خیلی ارزش داره
بله منم خون دلها خورده ام
ولی الان فهمیدم که مهم اون آدمه نبود
مهم عشق بود و لطاف و رنج
همون آقای بوبن میگه عشق شادی نیست. رنجه . ذره ذره آب شدنه
و من می گم عشق لطافت می ده به آدم
حالا هر کس رو می بینم که عاشق شده یه درد خفیف و لطیف توی ذهن و بدنم می پیچه






